سلام
چند روزی یه سفر به سمت کردستان داشتم.یه سفر کاری که کاش نمیرفتم و بدبختیهای روستا نشینهای کرد رو نمیدیدم.از سنندج راه افتادیم سمت مریوان
بوی خون میداد خون شهدای جنگ.افسوس نه راه سازی مناسبی بود نه امکاناتی.امکانات زندگی زیر صفر.زیر صفر
نه از تابلوهای راهنمایی خبری بود نه از امنیت جاده ای.هیچی.30ساله انگار دست نخورده.جاده های خاکی عملیاتی زمان جنگ و.......بوی خون شهدای ما.
آقایون یه سر برید به جاده مریوان بانه ببینید چه خبره.مدیریت جهان پیش کش شما
عجب انسانهای با معرفتی هستن ولی کردهای مریوان.نه اهل دروغ نه هیچی.تو مسیر جاده خاکی 40 کیلومتر میرفتیم اونم فقط خاکی نه اسفالت یه موتور سوار 2ترک دیدیم و ادرس پرسیدیم یکیشون کر بود و ناشنوا.اون یکی گفت زمان جنگ موج انفجار اینجوریش کرده.گفتم کارت جانبازی داره؟گفت نه گفتم چرا اقدام نمیکنید؟گفت مگر واسه ناموس و خاک مردن کارت میخاد؟
بغضم گرفت و پیشونی این جانباز کرد رو بوسیدم و گفتم یا علی.اهل سنت بودن ولی احترام گذاشت و گفت شیر خدا به همرات
وای وای وای........
رو خون شهدا راه برید انقدر راه برید که آه این ملت مظلوم جوری دامنتون رو بگیره که بدتر از صدام بشید و طبق آیات قرآن میشید
یا حق
